نقد مستند « ابرها در راهند »

ماجرای مهاجرت مهاجران ترکیه به آلمان، از آن جمله پدیده های اجتماعی است که بارها در فیلم های مستند و سینمایی، دستمایه قرار گرفته است. به عنوان نمونه دو فیلم « علی ترس روح را می خورد » ساخته راینر ورنر فاسبیندر سینماگر نوجوی آلمانی و « در غربت » از سهراب شهید ثالث، از جمله آثاری اند که به موقعیت مهاجران ترک در شهر های مختلف این کشور کم جمعیت و مهاجر پذیر می پردازد. ریشه های این مهاجرت بسیار گسترده است. اما ، خلاصه اش این که طی قراردادی که در دهه 1960 میلادی بین دولتین آلمان و ترکیه بسته شد ، آلمانی ها که برای نوسازی صنایع شان نیاز شدیدی به نیروی کار ارزان داشتند ، موافقت کردند ، سیل مهاجران ترک به این کشور سرازیر شوند. طی چند ماه نزدیک به پانصد هزار نفر ترک راهی این کشور شدند. این مهاجران اغلب روستایی و کم سواد بودند ، بنابر این نمی توانستند در کار های مهم و اساسی ، نقش آفرین باشند. به همین دلیل ، به عنوان کارگر ساده مورد استفاده و یا بهتر بگویم سوء استفاده صاحبان صنایع قرار گرفتند. « اونال کمالچی » ، شخصیت محوری مستند « ابرها در راهند » ساخته « محمد علی فارسی » ، از نسل اول ترک زاده های آلمانی است که تنها چهار سال پس از ورود پدر و مادرش به خاک آلمان به دنیا آمده و آلمانی محسوب می شود. او که کودکی سختی را پشت سر گذاشته ، در چهل سالگی به شغل وکالت دست می یابد و در عین حال از زمان دانشجویی اش، در زمینه گسترش فرهنگ اسلامی در آلمان و اروپا فعالیت گسترده ای را آغاز می کند. « ابرها در راهند » ، یک مستند روایتگر است در باره کوشش های اونال و دیگر مسلمانان ترک تبار آلمان برای احداث یک مجتمع بزرگ اسلامی در فرانکفورت که قرار است تا پایان سال میلادی جاری ، به بهره برداری کامل برسد. فیلم با استفاده از نما های آرشیوی ، سیر تحولات جامعه مسلمان در آلمان و موقعیت هایی که طی نیم قرن اخیر در آن کشور داشته اند را دنبال می کند و علاوه بر گفته های اونال که هسته مرکزی روایت را شکل می دهد ، گفتار متنی توسط راوی – « رضا سرشار » نویسنده و قصه گوی رادیو- خوانده می شود که بیش تر به پرحرفی شباهت دارد. بسیاری از اطلاعاتی که توسط راوی بیان می شود ، زائدند ، چون تصویر گاه به صورت مجرد ، بیانگر اتفاق ها – از جمله مقابله نئو نازیست ها با ساخت مسجد در مقابل دو کلیسا و حوادثی از این دست - به قدر کافی گویا هست. فیلمساز که پیش از این هم مستند هایی درباره روابط فرهنگی ایران واروپا ساخته ؛ از جمله مستند پژوهشی خوبی در باره نخستین ترجمه رباعیات خیام توسط فیتزجرالد ، در این فیلم نیز روایتگر کوشش های یک مسلمان آلمانی / ترکیه ای ، برای زدودن زنگار از چهره اسلام است. به ویژه تلاش او و همراهانش برای ارایه تصویری متفاوت با آن چه پس از واقعه 11 سپتامبر 2001 میلادی از اسلام در ذهن غربی ها نقش بسته است. فیلم با تصویری از فرانکفورت بارانی در زمانی که کار احداث مسجد و مرکز اسلامی حضرت زهرا (ع) در این شهر ، رو به اتمام است به پایان می رسد ، در حالی که به نقل از گفتار متن فیلم ، ابرهای باران زای دیگری هم در راهند. گویاترین لحظه فیلم ، جایی است که آجر اول بنای مسجد توسط یک روحانی و چند مسلمان همراه اش ، طی مراسمی بر زمین گذاشته می شود، که یاد آور ماجرایی مشابه در صدر اسلام است. هنگامی که نخستین مسجد مسلمانان طی مراسمی بنا می شود.


منبع: http://www.irandocfest.ir/fa/doc/news/490/11-%D8%B3%D9%BE%D8%AA%D8%A7%D9%85%D8%A8%D8%B1-2013

 

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

دسته بندی مطالب