نقد مستند «شش قرن و شش سال»

1 - من خیلی خوش‌شانس بوده‌ام که فیلم را روی پرده دیده‌ام. کامل و درست و حسابی. در جشنواره سی‌وسوم فجر. که به ذائقه من بهترین فیلم جشنواره بود.

2 - و یکبار دیگر حقانیت سینمای مستند به اثبات رسید. سینمای مستند ایران کاربلد، شریف، خوب، دوست‌داشتنی، قابل‌ دفاع، مهم، جدی، بدرد‌بخور و همینطور ردیف پایان‌ناپذیری صفات مثبت جوراجور...

3 - فیلم نه فقط در کلیت، که در اجزاءاش هم خوب است. یک ترکیب کامل و مناسب. یک جور نمک دریایی. سر و دم و دست و پایش جدا از هم سواکردنی نیست که در کل خوب است و کل آن از اجزاء مناسب ساخته شده است.

4 - فیلم  نمونه خوبی از سینمای مستند ایران است و قابل نمایش در چهارگوشه عالم که این است سینمای مستند ایران و این است سر‌زمین‌ ما و این است روز‌ و روزگار ما و گذشته ما و تاریخ و فرهنگ و هنر و... ما ایرانیان این سرزمین. سینمای مستند ایران دارد میخ‌اش را می‌کوبد.

5 - موضوع فیلم در قالب مستند می‌گنجد و ظرفیت کار مستند را دارد. یک تحقیق تمام‌عیار درباره بخش و صفحه‌ای از تاریخ موسیقی ایران. آموزنده است و آموزشی برای سر‌کلاس درس. بدون شعار و با شعور که موضوعیت روز زمانی ندارد. 50 سال دیگر و سه قرن دیگر هم می‌توان آن را از آرشیو در آورد و به تماشایش نشست.

6 - روی فیلمنامه قبل از بنا شدن کار شده ، کار تحقیقی فیلم قوام یافته و کامل است که به این مهم کمک کرده است.

7- فیلم صاحب ساختمانی سینمایی است. سر و تن و انتها و انجام درست و حسابی دارد. شکل دارد. رابطه معقول و منطقی بین اجزا‌ء‌اش وجود دارد. مهندسی شده است.

8- زیبایی‌شناسی فیلم در حد قابل قبولی است. نور و رنگ و فیلمبرداری و تدوین و صدا و صحنه‌پردازی و آرایش لباس‌ها فکر شده و کار شده و حساب شده است. تدوین فیلم کار خانم ایپکچی شایسته است.

9- خارج فیلم و بیرون فیلم نمی‌توان فیلم را توضیح داد و تعریف کرد و شرح داد. باید به خود فیلم رجوع کرد و به خود فیلم برگشت. برای هر توضیحی. فقط باید بگویم باید آن را دید. فیلم را باید دید. بروید و برویم و ببینیم فیلم مرعوبِ قصه جدا از فیلم نیست. چیزی اضافه و بیرون و خارج فیلم روی فیلم سنگینی نمی‌کند. که به وساطت آن فیلم راه برود. فیلم خودش روی پای خودش راه می‌رود. بدون مجهول معاون و فعل کمکی. بدون کمک مضمون و مایه و موضوع ‌گرایی و مقدمه‌بافی‌.

10- جزئیات فیلم مسحور‌کننده است. اینسرت‌ها و نما‌های کوچک  لای صحنه‌ها بی‌نظیر است. سرانگشتان نوازندگان هم از یاد نرفته است ؛ و ده‌ها نمای خُرد و ریز لای نما‌ها و صحنه‌های فیلم.

11- بازی‌ها و بازی نابازیگران خوب است. اینکه بازیگران هم باید بازی کنند و هم باید خودشان باشند و بر روی مرز باریک حرکت کردن درخشان است. هم بازی و هم غیر‌بازی. هم خود و هم دیگری. یک توأمان از در آمده...


منبع: http://www.irandocfest.ir/fa/doc/news/644/%D9%87%D9%85%DB%8C%D8%B4%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%A8-%D8%AE%D9%88%D8%A8%D9%87

 

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

دسته بندی مطالب